حسن مرسلوند

428

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )

دربار گفتم : « من در همان تاريخ ضمن گزارشى كه براى وزارت خارجهء انگلستان فرستادم ( لطفا به بندهاى 11 و 12 گزارش محرمانهء من ، مورخ نهم ژانويه 1930 مراجعه فرماييد ) برداشت خودم را از اين قضيه به اطلاع دولت متبوعم رساندم . با اينكه مدعى نيستم آن برداشت حتما صحيح بوده ، ولى بر مبناى قراين موجود چنين حدس مىزدم كه توقيف هم‌زمان دو شاهزادهء قاجار ( شاهزاده فيروز ميرزا نصرت الدوله پسر فرمانفرما و شاهزاده اكبر ميرزا صارم الدوله پسر ظل السلطان آن هم درست در موقعى كه ايالت فارس دچار آشوب و طغيان شده بود ، به نوعى چشم ترس گرفتن از ساير شاهزاده‌هاى قاجار مىماند و اعليحضرت كه ظاهرا بيمناك بوده‌اند مبادا شورش فارس مقدمهء قيام قاجارها عليه رژيم پهلوى باشد ، دست به توقيف نصرت الدوله در تهران و صارم الدوله در شيراز زده‌اند تا ديگران تكليف خود را بفهمند . از اين لحاظ مسئلهء اختلاس و پول گرفتن شاهزاده فيروز ، به عقيدهء من ، نوعى بهانهء ظاهرى براى توقيف و تحت نظر قرارداد نشان بوده است . » جناب اشرف ( وزير دربار ) صحت استنتاج مرا تأييد و تصديق فرمودند كه حدسم درست بوده . آنگاه دنبالهء بيان خود را گرفتند و اظهار داشتند كه اعليحضرت شخصا از اين موضوع آگاهند كه سلسلهء پهلوى در جنوب كشور از محبوبيت خاصى برخوردار نيست و بزرگان و اهالى فارس علنا از رژيم كنونى تنقيد مىكنند و مىگويند كه در زمان قاجارها هم آزادى مردم بيشتر بوده و هم ميزان مالياتشان كمتر . اكبر ميرزا صارم الدوله ( والى سابق فارس ) در دوران تصدّى خود عملا نشان داده بود كه قادر به جلوگيرى از اين وضع در شيراز نيست و اغتشاشات اخير فارس باعث شد كه رضا شاه نسبت به خود ايشان ( صارم الدوله ) ظنين گردد ؛ گرچه به عقيدهء وزير دربار سوءظن اعليحضرت در اين‌باره هيچ‌گونه دليل و مبناى منطقى نداشته است . تيمورتاش به من گفت كه مقارن با همين زمان ( تاريخ وقوع اغتشاشات در فارس ) گزارش محرمانه‌اى به اعليحضرت رسيده بود كه خوانين ارشد ايل بختيارى در جلسهء محرمانه‌اى كه مستوفى الممالك رئيس‌الوزراى سابق ايران نيز در آن حضور داشته ، راجع به اين مسئله بحث مىكرده‌اند كه اگر شاه دفعتا بميرد يا به نحوى ديگر از صحنهء سياستهاى ايران ناپديد شود تكليف آيندهء مملكت چه مىشود ؟ در آن جلسه صناديد ايل بختيارى ظاهرا به اين نتيجه رسيده بوده‌اند كه در چنين اوضاع و احوالى ، از وليعهد ده‌سالهء مملكت كارى ساخته نيست و تنها راه عملى كه باقى مىماند تبديل رژيم ايران به جمهورى و انتخاب خود جناب مستوفى الممالك به رياست جمهور كشور است . بر مبناى همهء اين دلايل و وقايع پشت پرده ( كه جزئيات آن قابل افشا نبود ) اعليحضرت بىآنكه با كسى مشورت كنند يا از كسى نظر بخواهند ؛ به ابتكار خود تصميم گرفتند اين دو شاهزادهء متنفذ قاجار ( نصرت الدوله و صارم الدوله ) را توقيف كنند . 6 - سپس به جناب اشرف گفتم : « حقيقت اين است كه خود نيز بارها دربارهء اين موضوع فكر كرده‌ام كه اگر روزى حادثه‌اى يا اتفاقى براى اعليحضرت پيش آمد كند ، تكليف ايران چه خواهد شد ؟ تا جايى كه اطلاع دارم هيچ‌كس باور نمىكند كه وليعهد خردسال ، در اوضاع فعلى كشور ، بتواند جانشين